گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق/16)
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/۱۵۲)
*این گفت و شنود مشق شب رو بخونید. من که خیلی خوشم اومد ازش
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود...
عمريست كه از حضور او جا مانديم در غربت سرد خويش تنها مانديم
او منتظر است تا كه ما برگرديم مايم كه در غيبت كبري مانديم
کوچه لره سو سپ میشم
یار گلنده توز اولماسون
اله گلسین اله گتسین
آرالیخدا سوز اولماسون
ساما وارا اوت سالمیشام
ایستکنه قند سالمیشام
یاریم گدیپ تک گالمیشام
نه عزیز دیر یارین جانی
نه شیرین دیر یارین جانی
کوچه لره سو سپ میشم یار گلنده توز اولماسون
اله گلسین اله گتسین آرامیزدا سوز اولماسون.
با سرویس وبلاگ ایکنا در مورد فضای مجازی دینی حرف زدم. اینجا ببینیدش.
سازمان لیگ 4 به بازیکن از تیم های استقلال و سایپا را به دلیل اینکه ظاهر آنها برخلاف عرف جامعه است تذکر کتبی داد.
این سازمان منشور اخلاقی تنظیم کرده و همه بازیکنان را مکلف به امضای این منشور کرده است. حالا حسین کعبی، سیاوش اکبر پور، مهدی امیرآبادی و صابر میر قربانی مجبور هستند تا پیش از شروع هفته دوم ظاهر خود را اصلاح کنند.
اینکه عرف مدنظر تدوین کننده این منشور، مربوط به کدام جامعه است را نمی دانم و حتی نمی توانم حدس بزنم. به کار خوب مزدور که عکس همه این بازیکنان رو در کنار خبر کار کرده نگاه کنید تا شاید شما هم مثل من متحول شوید و بتوانید عرف جامعه خود را بشناسید.
به نظر من اگر سازمان لیگ بخواهد با بازیکنانی که ظاهرشان برخلاف عرف این روزهای جامعه است، برخورد کند باید به سراغه بازیکنانی نظیر پیروز قربانی و مجتبی جباری برود.
الف- نسبت به مدل لباس از پوشيدن لباسهاي جلف، تنگ، بدن نما و مارك دار اجنبي با تبليغات خلاف عرف و اخلاق كه در شأن ورزشكار قهرمان و الگوي برتر نيستند جداً خودداري نمايد.
ب: نسبت به مدل قيافه( موي سر و محاسن) از ارائه مدلهاي آرايشي بيگانه و اجنبي غيرمتناسب با شئونات فرهنگي جامعه كه موجب ترويج و بسط گسترش فرهنگ اجنبي و بيگانه ميشود جداً خودداري نمايد.
ج- همراه داشتن زيور آلات گردنبند، گوشواره، انگشتر، قاب سر(تل و ...) در مسابقات ممنوع ميباشد. ( خدایی قاب سر دیگه نشنیده بودم تا حالا
)
هیئت تحریریه این مجله را دکتر افخمی، دکتر بشیر، دکترجلایی پور، دکترجوادی یگانه، دکتر عاملی، دکتر دهقان، دکتر علی سعیدی، دکتر سمتی، دکتر کیا، دکتر محسنیان راد، دکتر عبدالهیان، دکتر ظهوری و دکتر کمالی پور تشکیل می دهند.
شماره 5 نيز همزمان با نصب سايت جديد مجله نصب شده و قابل رويت است.
دکتر نمکدوست سر کلاس مصاحبه می گفت، هر کس که سر این کلاس میاد نباید در آینده به عنوان یک خبرنگار از هیچ کس و هیچ جا هدیه ای رو قبول کنه. دکتر می گفت که هیچ خبرنگاری حق نداره به هر دلیلی استقلال خودش و رسانه ای که براش کار می کنه رو زیر سوال ببره. باید قبول کنیم که هر خبرنگار به اندازه هدیه هایی که می گیره، زیر بلیط اون سازمان و حوزه خبری هدیه دهنده قرار می گیره و به جای انتشار کمبودها به ماست مالی کردن اونها می پردازه. خیلی دوست دارم بدونم که جواب دوستانی که از حوزه های خبری هدیه می گیرند به درخواست مسئول اون حوزه برای سکوت در برابر یک نقص چیه؟
نمی خوام به این موضوع فقط از یک بعد نگاه کنم و بگم که مسئولان حوزه های خبری و روابط عمومی سازمان ها تنها مقصران این رفتار هستند، برعکس می خوام بگم که از بیگانگان هرگز ننالم. اون چیزی که این وسط بیشتر عذاب آوره برخورده همین همکاران خودمونه. باید واقع بین باشیم. تو ذهن همه ما هست صحنه هایی که بعضی از خبرنگارها به دلیل نگرفتن هدیه، یک برنامه خبری رو بایکوت کردند و یا حداقل خوب بهش نپرداختند. یا به یاد میاریم غرغر همکارانی رو که حاضر نیستند به برنامه های خبری بدون هدیه برند. یا شنیدیم فحش هایی رو که دوستامون به خبرنگاری می دهند که حاضر نشده هدیه رو قبول کنه به این بهونه که داره خودش رو لوس می کنه و بقیه رو ضایع.
متاسفانه گاهی فراموش می کنیم که قیمت و آبروی این کار خیلی بیشتر از این هدیه ها ارزش دارد...
این چند خط رو برای شرکت تو این بحث نوشتم. بد نیست شما هم نظرتون رو بنویسید.
از راست به چپ: من، وحيد(داماد)، ميلاد و سروش
وحيد عزيز مبارکه!
امشب به خاطره مهمونی وحید و مرضیه دعوت شده بودیم به یکی از سالن های بالای شهر. برحسب اتفاق اونجا و در سالن مجاور سالن مهمونی ما تعداد زیادی از نماینده های مجلس حضور داشتند. اینکه این تعداد نماینده به دور از چشم خبرنگارها و در سکوت خبری، درست شب قبل از روزی که قرار است مجلس به ۳ وزیر پیشنهادی رئیس جمهور برای وزارتخانه های کشور، اقتصاد و دارایی و راه و ترابری رای اعتماد بدهد، فقط یک معنی می تونه داشته باشه و اون اینکه اگر شام و هدایای بعد از شام چرب بوده باشه به احتمال بسیار زیاد فردا این وزرا از نمایندگان مردم رای اعتماد کسب می کنند.
اگر اخبار مجلس رو دنبال کنید، باید به یاد داشته باشید تذکر آقای خباز رو که از عدم ارائه برنامه های وزرای پیشنهادی در جلسه گذشته مجلس گلایه کرده بود و گفته بود که نمایندگان هیچ آشنایی نسبت به وزرای پیشنهادی ندارند. اگر فردا مجلس به این ۳ وزیر بدون آگاهی از برنامه هاشون رای اعتماد بدهد، به قول اکبر اعلمی باید واقعا فاتحه وکیل مردم بودن را خواند. هرچند که من اصطلاح وکیل جیب خود بودن را خیلی بیشتر از اصطلاح وکیل الدوله بودن برای این گونه نماینده ها می پسندم. بیچاره ملتی که دل خوش به دفاع از حقوق خود به دست این نماینده ها هستند. هرچند که این اولین بار نیست که این اتفاق رخ داده و قطعا آخرین بار هم نخواهد بود. به یاد بیاورید زمان استیضاح فرشیدی، وزیر برکنار شده وزارت آموزش و پرورش، رو که از سوی برخی رسانه ها خبر توزیع لپ تاپ ها میان نمایندگان در ضیافت شام شب قبل از جلسه استیضاح منتشر شد.
تو محله ما یکسری قوانین نانوشته ای هست که انجام دادنش هیچ امتیازی نداره، اما عدول از اونها مجازات های سنگینی به همراه داره. 2 تا از بدترین انواع این خطاها که به شدت پرچم محل رو پایین میاره، آب معدنی خوردن و زبونم لال، کافی شاپ رفتنه. انجام دادن این دو خبط تحت هیچ شرایطی پذیرفته نیست و خوشبختانه تا حالا هم هیچ کس نبوده که رسما این کارها رو بکنه و مدرک مستدلی ازش در دسترس باشه تا ببینیم چه مجازاتی براش بریده می شه! یه تذکر مهم این قانون اینه که انجام این ۲ فعل حرام تو محله خودمون باعث فرهنگ سازی غلط و تخریب الگوی کوچکترها می شه و در محله های دیگه آبرو بری حساب می شه. ما مجبوریم که اگر هیچ کجا شیر آبی پیدا نکردیم و از شدت تشنگی در حال مرگ بودیم، بریم یه نوشابه مشکی شیشه ای بخوریم اما آب معدنی، نه. هرگز!
هرچند که من 2 یا 3 بار به زور و البته با لباس مبدل مجبور به کافی شاپ نشینی شدم، که به یاری خدا دور از چشم بچه محل ها بوده؛ اما تاکنون به خفته آب معدنی خوردن در ملا عام تن ندادم و دربرابر تمام مصائب تشنگی مقاومت کردم. آخرین مقاومت من مربوط به امروز بود، بعد یه بازی 90 دقیقه ای، اونهم تو زمین خاکی، در نبود آب لوله کشی، آبه چاه رو زدم به بدن. هرچند که تا همین الان به شدت دل درد دارم و مامان از بعد تمرین یه بشکه شربت آبلیمو بسته به شکمم، اما یک تنه پرچم محل رو بالا نگه داشتم.
پ.ن: البته تهاجم فرهنگی همه این قوانین رو از بین برده. بچه ها همه کافی شاپ نشین شدن و آب معدنی خور. ![]()
خبر خیلی عجیب نبود، چون از خیلی وقت پیش مطمئن بودم این اتفاق می افته. منم مثل میلاد بیشتر نگران بچه هایی هستم که از چندر غاز درآمد اونجا چرخ زندگی رو می چرخوندند. حالا کی می خواد دهن صاحب خونه ها رو از این برج ببنده با خداست...
رضا زندی عزیز (نفر اول سمت چپ) امروز رفت قاطی مرغ ها و شد آقای داماد. خیلی مبارکه رضا جان. یک عالمه تبریک می گم.
به نظرم نفر بعدی یا محمدبیانی است یا علیرضا صادقی که داره از ما عکس می گیره...
البته خبرهایی هم در مورد مزدور و محمد جیم جماعت به گوش می رسه!
............................................................................................................................................
جوابیه مزدور
نظر به الزام قانون مطبوعات مبنی بر ضرورت انتشار جوابیه ها در همان مکان چاپ مطلب و حداکثر به اندازه ۲ برابر مطلب اولیه و از آنجا که در کشور ما قانون رسانه های مکتوب در مورد رسانه های الکترونیکی نیز اعمال می شود، جناب مزدور الدوله جوابیه ای را برای این پست ارسال کرده اند که به اطلاع می رسد:
با سلام
روز پنجشنبه سوم مردادماه مطلبي در وبلاگ كتبيه متعلق به آقاي محسن خانعلي ملقب به كفترباز با عنوان :«البته خبرهایی هم در مورد مزدور و محمد جیم جماعت به گوش می رسه!» درج گرديد كه بدين وسيله توضحاتي به عنوان جوابيه ارسال مي شود.
۱- آقاي خانعلي اين حق را ندارند كه در خصوص اخبار غير موثق اقدام به شايعه پراكني كرده و اينگونه اخبار را به اطلاع عموم برسانند.
۲- اصولا آقاي خانعلي كه چندي پيش عكسي در خصوص دستگيري ايشان در جريان مبارزه با توزيع كنندگان مواد مخدر به چاپ رسيد، صلاحيت انتشار اخبار را ندارند و نبايد اقدام به درج چنين اخباري در خصوص افراد حقيقي نمايند.
۳- استفاده از واژه جيم در عبارت "محمد جيم جماعت" در حالي كه بين نام و شهرت وي حرفي وجود ندارد، باعث ايجاد شبهه در اذهان عمومي گرديده و نويسنده موظف است توضيحاتي دقيق در اين زمينه ارائه دهد.
۴- روزنامه اي كه نامبرده اخير در آن حضور پيدا كرده بود، با توقيف مواجه شد و به نظر مي رسد شايعه پراكني هاي وي در آن جريده عامل اصلي اين توقيف بوده است. بي شك ادامه چنين رفتاري در عرصه وبلاگ نويسي به توقيف اين وبلاگ نيز منجر خواهد شد.
در پايان به عنوان يك برادر از جناب آقاي محسن خانعلي درخواست دارم ضمن عذرخواهي از ملت شهيد پرور ايران به دليل انتشار اخبار خلاف واقع، با پايان اتمام مرخصي، خود را به مسئولان زندان اوين معرفي كرده و باقي مدت حبس به خاطر توزيع مواد مخدر را بگذارنند.

