تبليغاتX
کتیبه

من صد و یک بار توبه شکستم...

 aaaaaaaaaaaaaa.jpg

 راهی برای برگشتن مونده؟!

 

نوشته شده توسط محسن خانعلی در ساعت 22:25 | لینک  | 

   1. آقای دکتر مولانا چگونه و با حمایت چه کسی و کدام موسسه ایرانی در دهه چهل شمسی به آمریکا رفت؟

 2. کدام نهاد دولتی آمریکایی هزینه کامل زندگی و تحصیل ایشان را تقبل کرد؟

3. آیا ایشان در گفته ها و نوشته های خود در رسانه ها و دانشگاه های آمریکایی هرگز کلمه ای مشابه آن چه که در داخل کشور و مثلا روزنامه کیهان نوشته و می نویسد بر زبان آورده و یا بر قلم جاری کرده است؟

4. آیا مولانا در عمل هم ضد آمریکایی عمل کرده است؟

۵. آیا دکتر مولانا تا زمانی که از آمریکن یونیورسیتی بازنشسته نشده و از نظر اداری کنار گذاشته نشده بود حتی یک لحظه هم به بازگشت به ایران و خدمت به کشور و رییس جمهور فکر کرده بود؟

*این ها سوالاتی است که دکتر آشنا مطرح کرده اند و به آنها در وبلاگشان جواب داده اند. دکتر آشنا از زمان انتصاب دکتر مولانا به سمت مشاور رئیس جمهوری ۴ مطلب با عنوان مشاور قدیم و حکم جدید نوشته اند و گویا قصد دارند به این نوشاته ها ادامه بدهند. این مطالب را می توانید اینجا ببینید. 1، 2، 3 ، 4.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

**سایت رجا نیوز مطلبی با عنوان «منتقد مشاور رئیس جمهور کیست؟»در دفاع از دکتر مولانا نوشته که بد نیست آن را هم بخوانید.

نوشته شده توسط محسن خانعلی در ساعت 17:32 | لینک  | 

وقتی لازارسفلد و همکارانش در بررسی عوامل تاثیر گذار در انتخابات سال 1940 در آمریکا به این نتیجه رسیدند که دیگر نمی شود بر روی اثر مطلق رسانه و تبلیغات بر روی مخاطبان حساب کرد، نظریه تزریقی یا گلوله ای را که تا پیش از آن الگوی استفاده از رسانه ها بود را رد و نظریه جریان دو مرحله ای ارتباطات را جایگزین کردند. همان طور که کاتز مطرح کرده، لازارسفلد و دوستانش پس از هفت دوره مصاحبه ماهانه با رای دهندگان، به این نتیجه رسیدند که تماس های شخصی در اثر گذاری بر تصمیم رای دهی هم فراوان تر و هم موثر تر از رسانه های جمعی بوده است. و در این میان رهبران افکار بیشترین نقش را داشته اند.

هر چند سال هاست که با توسعه رسانه های نوین و گسترش دانش تبلیغات به ویژه پروپاگاندا، این نظریه در غرب محلی از اعراب ندارد، اما هنوز می توان اثر این نظریه را در کشور هایی که روابط میان فردی از اعتبار و ضریب اطمینان بیشتری برخوردار است به خوبی حس کرد. راه دور نرویم. نتایج انتخابات ریاست جمهوری دوره قبل را به یاد بیاورید تا متوجه نقش همین ارتباطات میان فردی در انتخاب احمدی نژاد شوید. وقتی که در و دیوارهای شهر پر بود از تبلیغات هاشمی و قالیباف؛ در مساجد و صف های نان و داخل اتوبوس و تاکسی مردم از خوب بودن شهرداری حرف می زدند که به مسجدشان می آید، لباس کارگرهای شهرداری به تن می کند، مثل بدنه جامعه لباس می پوشد و پولی هم برای این تبلیغات چریکی ندارد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن خانعلی در ساعت 23:56 | لینک  | 

عکس چهارم

نکته ای که این تبلیغ را از سایر تبلیغ های روزمره متفاوت کرده تلفیق خلاقانه و زیبای دو قسمتی کردن پیام تبلیغ با دو بعدی کردن شیوه ارسال پیام است. تناسب بین دو وجهی بودن پیام تبلیغ (همان طور که در شعار درج شده روی تصویر می بینید) با کارکرد یک رسانه که آشکار کردن زوایای پنهان یک رویداد و نشان دادن وجه دوم هر خبر است از پیام های پنهان این تبلیغ است که به زیبایی و دقت خاصی در ناخود آگاه مخاطب اثر گذار است.

این یکی از شیوه های جدید تبلیغ محیطی یا چیریکی است که مهدی در  این مطلب با استفاده از عکس های بیشتر توضیحاتی داده است.

نوشته شده توسط محسن خانعلی در ساعت 0:48 | لینک  | 

سفرت به خیر....

.

.

.

به شکوفه ها، به باران برسان سلام ما را...

نوشته شده توسط محسن خانعلی در ساعت 0:3 | لینک  | 

روی پوست این شهر لعنتی آدم هایی زندگی می کنند که من و امثال من از سر خودبینی هیچ وقت ندیدیمشون. شدیم مثل یه کبک گنده که سرمون رو کردیم زیر برف و خودمون رو زدیم به کوچه علی چپ و تو این جنگل بی در و پیکر یا پی سایه گشتیم که از خورشید در امون باشیم یا دنبال آفتاب بودیم که لرز نگیریم.

این آفتاب و سایه نشینی چشمامون رو هم انگار کور کرده. اونقدر که همین کنار دستمون، همین همسایه های دیوار به دیوارمون رو هم از یاد بردیم. چه فرقی می کنه چندتا دیوار اون ور تر باشند یا این طرف تر!  اسمش رو هم گذاشتیم مقتضیات شهر نشینی و مصائب مدرنیته، اما از ته دل با این مصائب خو گرفتیم و بهشون دل بستیم.

فقط اگر یه کم شانس بیاریم، یه فرشته* به پستمون بخوره و دستمون رو بگیره و به یک شب نشینی دعوتمون کنه که خودش یه تنه همه سیاهی های آسمونش رو کنار زده و ستاره های دلش رو بخشیده به اونجا تا هم به من و امثال منه گمشده راه رو نشون بده و هم از مای بی فایده اسبابی بسازه برای تفریح 2 روزه کوچولوهایی که یا بی ستاره اند و دل به نور یه شمع دادند و یا چشم انتظار تک ستاره هاشون اند که رهاشون کردند و رفتند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن خانعلی در ساعت 13:26 | لینک  |