کاری هم به قسمت و همت نداره
یه نکته دیگه در مورد رفتار دکتر معتمدنژاد، که حتما همه بچه هایی که با ایشان برخورد داشتند تایید می کنند، اینه که به محض اینکه یه نفر رو می بینند در نهایت خوش رویی و احترام و ادب باهاش دست می دن و خوش و بش می کنند. اما امان از این تازه به دوران رسیده ها، تا اولین کلاس درس رو تجربه می کنند و از دوتا خانم استاد استاد می شنودند، سرشون گیج می ره و دیگه خدا رو بندگی نمی کنند.
تو همه مدتی که تو سالن بودم همش این شعر تو گوشم بود که:
افتادگی آموز اگر طالب فیضی.....هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
در اين میزگرد پرفسور آنابل سربرنی (رئیس انجمن بین المللی پژوهش های ارتباطیIAMCR ، دکتر علی محمدی و دکتر غلامرضا آذری حضور دارند.
همه دوستان تشريف بياريد خوشحال مي شيم.
مسئله استفاده از رسانه هاي نوين به ويژه تلويزيون در جهت اهداف ديني و انتقال مفاهيم مذهبي مسئله اي است كه طي سال هاي اخير به يكي از مباحث مهم كارورزان و سياست گذاران رسانه ها تبديل شده است. در گفت و گو با دكتر اعظم راودراد، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم اجتماعي تهران به بررسي اين موضوع پرداخته ايم:
* خانم دکتر در ایران و به ویژه در دوران بعد از انقلاب از تلویزیون انتظار می رود که به جز نقش های گذشته به عنوان یک رسانه دینی عمل کند. آیا می توان چنین انتظاری از این رسانه داشت؟
تلویزیون بعد از انقلاب ایران نه تنها یک رسانه دینی، بلکه رسانه اي دینی-ایدئولوژیک است که هدفش انسان سازی است. معنای انسان سازی نیز مشخص است و این هدف به دنبال به وجود آمدن یا رشد انسان دینی (به طور خاص مسلمان شیعه) است که نسبت به اعتقادات خود آگاهی کامل داشته و بدانها عمل می کند. انسان که بر مبنای اعتقاداتش باید از منظر دین به امور سیاسی توجه کند. این هدفی است که از بیرون به تلویزیون منتسب شده است.
* بيرون تلويزيون يعني از سوي سياست گذران؟
بیرون یعنی زمینه اجتماعی که تلویزیون در آن قرار دارد و به تولید برنامه می پردازد. زمینه اجتماعی تلویزیون ایران همان دولت و حکومت جمهوری اسلامی و مردم هستند. حکومتی که قوانین آن مقید به احکام دینی است و همچنین جامعه ای که در کل جامعه ای دینی است؛ البته با میزان دینداری و آگاهی های دینی متفاوت. بنابراین با توجه به اینکه از یک سو زمینه اجتماعی جامعه ما، دینی است و از سوی دیگر انحصار تلویزیون در اختیار دولت است باید گفت که تلویزیون در ایران دینی-ایدئولوژیک است.
ادامه مطلب
مشکلی که در این دوره گریبانگیر تولیدات دینی رسانه ای شد، این بود که همان الگوی مورد استفاده رسانه های سنتی که موفق نیز بودند، برای رسانه های جدید که ادبیات و توانمندی های متفاوتی داشتند مورد استفاده قرار گرفت. لذا به ویژه در 2 دهه اول بعد از انقلاب ما به جای اینکه تلویزیون دینی داشته باشیم، دین تلویزیونی داشتیم.
ادامه مطلب
سردرگمي مديران رسانه ها؛
ادامه مطلب
دکتر الکساندرا ويلزورا، معتقد است مي توان از خلال دو شيوه مختلف، روش هايي را که رسانه در جهت اهداف تبليغاتي و با عنايت به گفتمان هاي اختلاف عقيده و دين عمومي به کار مي رود، بسط داد. روش نخست که منفي تلقي مي شود، اسطوره ها و کليشه هاي مذهبي را براي شدت بخشيدن و هدايت کردن احساساتي چون دشمني، ترس و تنفر به کار مي گيرد؛ احساساتي که در هر انساني عميقا ريشه دارند اما هميشه در سطح رفتار انسان عليه "بيگانگان" و "غريبه هاي" حاضر در فضاي عمومي ظاهر نمي شوند.
ادامه مطلب
كتابهاي «دين در عصر رسانه» نوشته استوارت هوور و «دايرةالمعارف دين، ارتباطات و رسانه» ويراسته دانيل استوت، همزمان با دومين همايش بينالمللي دين و رسانه منتشر ميشود
همزمان با دومين همايش بينالمللي دين و رسانه، خانه هنر و انديشه وابسته به مركز پژوهشهاي اسلامي صداوسيما مستقر در شهر قم بنا بر ماهيت خود و همچنين به عنوان يكي از برگزاركنندگان همايش مذكور، ترجمه و تدوين دو كتاب مهم و با ارزش در حوزه دين و رسانه را در دست تهيه دارد.
كتاب دين در عصر رسانه نوشته استوارت هوور كه توسط انتشارات راتلج در سال 2006 منتشر شده، يكي از مهمترين كتب در حوزه مطالعات دين و رسانه است.
ادامه مطلب
نبودن مامان اگرچه اولش خیلی خوبه چون می تونی تختت رو جمع نکنی. می تونی تا ساعت 3 لاست ببینی بدون اینکه کسی غر بزنه که "بچه مگه کار و زندگی نداری؟". می تونی آشغال ها رو شب نبری دم در و خیلی کارهای دیگه... اما اگر این نبودن از یک روز بیشتر بشه دیگه هیچ لذتی نداره این کارها. فقط خواستم بگم خونه بدون مامان و البته زینب اونهم برای من بچه ننه مثله جهنمه.
کاش خدا همیشه مامان ها رو برامون نگه داره.
*پ.ن: میلاد جان امیدوارم خدا خاله عزیزت رو رحمت کنه و مادرت رو نگه داره برات.

تحلیل شما از اقدام سرمایه داران کشورهای عربی همچون کویت در تاسیس شبکه های فارسی زبان که تعدادی به پخش فیلم های هالیوودی می پردازند، چیست؟
می توان دو دلیل را در پس این ماجرا دید. اولین دلیل را می توان پیگیری استراتژی های رسانه ای که امریکا در خاورمیانه دنبال می کند، دانست و دلیل دوم، تمایل کشورهای عرب زبان به جذب سرمایه ها و توریست است؛ به این معنا که این کشورها به اهمیت یافتن کشورشان با نگرش سازی مثبت از خودشان علاقه مند هستند.این دو دلیل هم از یکدیگر مستقل و هم وابسته اند و هر دو بحث را دنبال می کنند.
تجربه ی شبکه ی الجزیره در پخش اخبار سیاسی در خاورمیانه پروژه موفقی بود. اکنون به نظر می آید که این کشورها پروژه فرهنگی تری را دنبال می کنند. شبکه های فرهنگی با دیپلماسی عدم درگیری سیاسی با نظام سیاسی ایران، برخلاف شبکه الجزیره، و با تغییر نظام ارزشی ایران از مزایای آن بهره می برند.
ادامه مطلب
هرچه نظام رسانه ای بسته تری داشته باشیم، امکان و موقعیت بیشتری را برای رشد رسانه های برون مرزی فراهم می کنیم. هرچند که به نظر می رسد که محتوای بیشتر این برنامه ها سرگرمی است، اما باید پذیرفت که مخاطب داخلی از این جهت کمبودی ندارد و این میل به کسب اطلاعات سیاسی و اسرار دولتی است که مخاطب را پای برنامه های شبکه های برون مرزی می کشاند. این اخبار و اطلاعات گاهی به دلیل ضعف در اطلاع رسانی و گاهی نیز به دلیل قوانین دست و پا گیر در رسانه های داخلی منتشر نمی شوند. تنها راهی که برای کاهش وابستگی موجود مخاطبان به رسانه های برون مرزی وجود دارد، تامین نیاز های خبری آنها در داخل است. نکته مهم و قابل تامل این است که مجموعه فضای رسانه ای ما چندان برای مخاطبان خوشایند نیست. وقتی مردم علاقه دارند رسانه ای را ببینند، بدترین راه ارسال پارازیت و وضع قوانین ممنوع کننده است. این سیاست مصداقی از میوه ممنوعه می شود که نمی توان به عنوان یک قانون همیشگی آن را پذیرفت.
اگر سیاست گذاران رسانه ای کشور از یک سو به این نتیجه برسند که برنامه های سرگرمی و مبتذل اولویت اول استفاده کنندگان از برنامه های رسانه های برون مرزی نیست و از سوی دیگر با اجازه صدور کار شبکه های خصوصی در داخل موافقت کنند به طور قطع مخاطبان رسانه های داخلی را گزینش می کنند. این امر مستلزم حمایت از جریان آزاد اطلاعات و مشخص شدن دقیق حد و مرزهای اخباری است که قابلیت پخش دارند. در این صورت با توجه به اینکه هیچ رسانه ای به اندازه داخلی ها به اخبار دسترسی ندارند، دیگر رغبتی برای تماشای رسانه های برون مرزی وجود نخواهد داشت و یا آنها دیگر وارد این حوزه نمی شوند و یا اینکه قدرت ایجاد اختلال را نخواهند داشت.
پله ها سره، جمعیت زیاد. انگار همه پیرمرد، پیرزن های دم غروب پارک ها جمع شدند اینجا. ول می خورند، داد می زنند، می خندند. گاهی هم از سفر حج و کربلایی می گن که قراره با این سهام عدالت برند.
اگه وایستادی باید کمک کنی. دست یکی رو بگیری ببری پایین. تاریخ نوبت اون یکی رو براش بنویسی. هی به این و اون تذکر بدی که پدر جان، مامان جان مواظب اون میله پایین پله ها باش که نیفتی. یا زیر ویلچیر جانبازی رو بگیری ببری بالا که رئیس گفتن الا و لابد باید خودش بیاد اینجا رو امضا کنه. مبادا که عدالت دولت کریمه زیر سوال بره.
*بهتون پیشنهاد می کنم تو این روزها حتما، شده برای گرفتن یه گزارش هم یه سر به دفتر این مستمری بگیرها بزنید. شرایط خیلی بدیه. همه مو سفیدها رو گذاشتن سر کار که بهتون یک میلیون سهام عدالت می دیم. کاش این نفری یه رای رو می دادیم اسم هر کی رو که می خوان بنویسند توش و بی خیال این مردم بیچاره بشن.
منم کپ می کردم و مثلا می گفتم آره داداش. حالا مگه راضی می شد. می گفت جان مولا؟ باید می گفتم، جان مولا. دوباره روز از نو روزی از نو. یه چیز دیگه تعریف می کرد و برای اینکه شان لوتی بودنش پایین نیاد هی تن صداش رو پایین تر می آورد.
من زیاد سوار موتور شدم اما این دفعه دیگه هیجانش از بازی رنجر شهربازی ارم هم بیشتر بود. فهمیده بود عجله دارم، می خواست مرام کش کنه. وسط مدرس و همت لایی می کشید خفن.
حالا از اخلاق این آقا گذشته از دیشب تا موتوری می بینم به این فکر می کنم که آخه کار از این بدتر هم می شه. اونهم تو این فصل سرد با زمین خیس و لیز.
رامین و حاجی که به هم می رسند، صحبت کردن از زمین و عوارض شهرداری و قیمت کارگر و خلاصه همه کارهای مربوط به ساخت و ساز ساختمان گل می اندازه تو خونه ما.
امشب که داشتند با هم حرف می زدند یه چیزهایی شنیدم که شاخ درآوردم. امشب داشتند از دستمزد کارگرها صحبت می کردند. حاجی تو این کارش یه بنا داره به اسم دستگیر. حدودا ۳۵ سالشه. این آقا دستگیر داره روزانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومن حقوق می گیره. این رقم به خاطره اینه که کارها رو کنترات می گیره. آقا دستگیر تو همین ۱۰ ماه بیشتر از ۱۰ هزار متر زمین تو افغانستان خریده. یک کاشیکار تو روز تقریبا 30 متر کاشی می زنه. که برای هر متر از کارش 6 هزار تومن می گیره. یعنی روزی حداقل 180 هزار تومن ناقابل. یا ماهی بیشتر از ۵ میلیون.
براتون جالب شده. نه؟ پس این یکی رو بخونید: ساختمان هایی رو که اسکلت بتونی دارند رو دیدید حتما. کسانی که سقف این ساختمان ها رو می زنند، برای هر متر کار فقط ۲۵ هزار تومن دستمزد می گیرند. می شه حدس زد که تو یک روز ۱۰ متر بیشتر کار کنند.
اما پر درآمدترین شغل ساختمانی ابزار زدنه. یه گچ کار که این آرک ها یا ابزارهای کنار دیوار خونه شما رو می زنه، برای کارهای کنتراتی روزی ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومن درآمد داره. این یعنی ماهی حداقل ۱۲ میلیون. باور می کنید؟
رامین می گفت، گچ کاراشون از یکی از روستاهای میانه اومدند. می گه همشون زانتیا دارند. تو این گیر و دار ساختمان سازی کسی که کمتر از همه درآمد داره خود صاحب ملکه. من می تونم به راحتی حدس بزنم که حقوق روزانه همه این ها از حقوق ماهیانه خیلی از ماها بیشتر باشه. حالا هی برو دنبال درس و مشق و دانشگاه و روزنامه و خبرگزاری و .....
