با من دلشده بی سر و سامان تو بمان یاوری نیست کنون بر سر پیمان تو بمان
کلبه مهر مرا آتش هجران بگداخت گل خاکستر این گوشه ویران تو بمان
نوبت عاشقی از دست شد و دلبر رفت تو بمان مونس جان، مرهم حرمان تو بمان
اشک مهتاب پی بحر وصال تو چکید ای نگین صدف و لولو و مرجان تو بمان
همه مرغان چو هم آواز سکوتند بخوان ساز بی همنفسم، بلبل دستان تو بمان
رود عمرم همه دریای عدم شد شب و روز جوی امید وجود از پس عصیان تو بمان
روز میلاد تو سر سبزی عشق است و امید زاده نرگس پاک و سمن و باغ و گلستان تو بمان
دیشب اگه بهترین نه، حتما یکی از بزرگترین شبهای زندگیم بود که یه حس ناب رو چشیدم.
به قول وحید خیلی حس خوبیه که تو بدونی یه شعر و آهنگ فقط برای تو ساخته شده باشه.
میلادعزیز من بهترین هدیه زندگیم رو یه نماد می دونم از پایندگی یه دوستیه پاک و بی نظیر که مثل همه این ۵ سال هر روز تازه تر از قبل می شه و همیشه روی نقطه عطف قرار داره.
هرچند که شاید جای این حرفها اینجا نباشه و من حتما مثل تو نمی تونم حسم رو بگم، اما فقط خواستم به خاطر داشتن دوستی مثل به همه پز بدم و بگم که خیلی مخلصیم.
