جمعه بیست و یکم فروردین 1388
سر قصه معلوم نیست از کجا شروع شده. عروس مادر شوهرش رو می زنه، اون عروس مادر شوهر می شه و از عروسش کتک می خوره، عروس جدید هم پیر می شه و پسرش رو داماد می کنه و باز از عروسش کتک می خوره. این قصه یه بار دیگه هم تکرار می شه. تا اینجا رو ننجون دیده و شنیده بود و برای ما تعریف کرده بود. همیشه می گفت این قصه سر دراز داره و این مادر شوهر جدید هم روزی کتک می خوره. امشب یه مهمون داشتیم که می گفت: عروس جدید مادر شوهر پیرش رو گرفته به باد کتک.
قصه عجیب و هیجان انگیزه. حالا باید منتظر باشیم عروس جوان، مادر شوهر بشه تا ببینیم که اون هم مکافاته کاری رو که کرده پس می ده و این قصه تا کجا ادامه داره.
نوشته شده توسط محسن خانعلی در ساعت 22:26 | لینک
|
